تبلیغات
ممقان

امروز:

ممقان شهری نین موشخّصاتئ

ممقان دوغو آذربایجان شهرلریندن دیر.تبریزدن 30 كیلومئتر فاصیله سی وار و تبریزین گونئی باتئ سیندادیر.1332 شمسی ایلینده بو شهرده بلدیّه(شهرداری) دایر اوْلونوب و ایندی ایسه بخشداریسی وار. اوْن بئش مینه یاخین جماعتی وار و اوْنلارین 85 فاییزدن چوْخو ساوادلیدیر.1298 اینجی ایلده بو شهرده یئنی اوصولدا مدرسه داییر اوْلونوب كه اهالی نین ساوادلانماسیندا چوْخ بؤیوك تأثیرگؤستریب.بو مدرسه نین آدئ «عنصری» مدرسه سیدیر.

 ممقان دؤرد محلّه یه مالیك دیركی اوْنلارین آدلارئ بونلاردان عیبارتدیر:آشاغا كوچه -یوخارئ محلّه - مزیددی - امیشج لاكین شهر بؤیوكلندیكجه یئینی محلّه لر ده تیكیلیب كی اهالی بو یئنی محلّه لری ده ترتیب ایله قدیم محلّه لره یاخینلیغینا گؤره قدیم محلّه لرین اوستونده حئساب ائدیرلر.اهالی نین 100 فاییزی موسلمان دیر و هامیسئ شیعه مذهبیندن تبعیّت ائدیرلر.بو شهردن بؤیوك مجتهدلرو عایلملرده چیخیبلار كی ماماقانین فخرینه چئوریلیبلر.او جومله دن آیت ا... ابوالقاسم ممقانی 2- آیت ا... شیخ یوسفعلی ممقانی 3- حاج شیخ عبدا... ممقانی 4- شیخ محمّدحسن ممقانی و... بو بؤیوك اینسانلارا میرزه محمّدتقی نیّر ممقانی كی سهواً و یا عمداً نیّر تبریزی آدییلا تانیتدیریلیر.همچینین پیر جابر ممقانی كه 7 اینجی یوز ایلین عاریفلریندندیر و ماماقاندا اوْنون قبری بؤیوك زیارتگاها مبّدل اولونوب.شیخ اسدالله ممقانی ده ماماقانین موعاصیر شخصیّتلریندن ان بؤیوكلریندن بیریدیر.بو بؤیوك اینسان ایجتیهاد درجه سینه چاتان بیر عالیم ایدی.او ایرانین عدلیّه ناظیری(وزیری) اولوب و نئچه عدد اؤنملی تألیفلرین صاحیبی دیر.

  ماماقاندا چوخلو آبیده لر (قدیم تیكیلمیش یئرلر) كی او جومله دن تورامین كندی دیر كی ماماقانا یاپیشیب و بو زاماندا بیر كیلومئتردن آزفاصیله سی وار.بو یئرده بیر مسجید گؤرونور كی 500 ایل دن چوْخ سابیقه سی وار و اورادا اوْلان قبیر داشلارئ بو مؤوضونو گؤستریر.پیر حیرانین اؤز قبیری ده بوآبیده لردن بیری دیر.ماماقاندا سو دَییرمانلارئ دا وار كی زامان كئچدیكجه اوْنلارین چوْخو دا آرادان گئدیب و ایندی دؤرد یا بئش عدد اونلاردان قالیر كی اونلارین تیكیلیش تاریخی هئچ شخصین یادیندا دئییل و دئمك اولار كی اونلارین 200 ایلدن چوخ سابیقه سی وار.

ماماقاندا 120 عدد دن چوخ سو گؤلو وار كی اهالی كئچمیش زامانلاردا اؤز اللری ایله قازیبلار كی ماماقان كیمی داشلئ بر یئرده بو تعداد گؤلون اولماغئ اهالی نین قدیم دن چالیشقان اولدوغونو گؤستریر.بو گؤللرین ان بؤیوكلری میانجئ - زینه -پره خوننی - دره وار -محمدبیك - دؤندی دیرلر.لاكین خودایی - میرزه زینه سی - باقیر گؤلو- ارزن - یئی گؤلو و ساییر گؤللرده وار كی ماماقان یئرلری نین سویونو تأمین ائدیرلر.

ماماقاندا 1382 اینجی ایلدن آزاد دانشگاه داییر اولونوب .بو شهرده بو دانشگاهدان علاوه سما دانشكده سی و پیام نور دانشگاهئ دا وار.همچینین دانشگاه آذربایجان تبریز ماماقان شهری نین یئرلرینده واقع اولوب كی بو بؤیوك یئری ماماقانین بؤیوك و علم سئور اهالیسی مجانی حالتده علمین یاییلماغئ یولوندا دؤولته ایتحاف ائدیبلر.

شهید سلیمی صنعتی شهركی ده ممقان شهرینه باغلئ اولان مكانلاردان بیریدیر.بو شهرك نئچه ایل اوّل ممقان اهالیسی نین دؤولته پولسوز پاراسیز و مجانی حالتده تقدیم ائتدیكلری بؤیوك یئرده تیكیلیب كی اوستاندا ان بؤیوك صنعتی شهردیر و ایراندا دا اؤزونه گؤره بؤیوك مقاما مالیك دیر.

آردئ وار...

یازار:بابك دلالی ممقانی



نوشته شده در : سه شنبه 5 خرداد 1388  توسط : بابك دلالی ممقانی.    نظرات() .

چنگیزحان،آذربایجان و زبان تركی

«بابك دلالی ممقانی»

چنگیزحان،آذربایجان و زبان تركی

 

زبانهای كره ای،ژاپنی،تركی و مغولی از گروه زبانهای التصاقی می باشند و از این منظر میتوان گفت كه این زبانها در یك خانواده قرار دارند.حتّی ممكن است عدّه ای كلمات یكسان و مشابه هم داشته باشند كه به واقع نیز چنین است ولی آنچه واضح است اینكه هریك از این زبانها خود زبان مستقلّی میباشند.

عدّه ای سعی دارن ثابت كنند كه هركسی كه در محدوده كشور ایران زندگی میكند به هر طریق ممكن باید فارس زبان باشد.این نظریّه نژادپرستانه در آذربایجان به مشكل برمیخورد كه با ثبت اختراع جناب كسروی این مشكل هم به سلامتی حل شد.از نظر این عدّه تمامی عوامل اعم از جنگهای ایران و روس،جدایی افغانستان و بحرین ،جدایی قسمتی از بلوچستان وتركمنستان و... دست به دست هم داده اند تا علی رغم كوچك شدن سرزمین ایران یك نكته مثبت نیز داشته است و آن اینكه به همراه افغانهای فارس نژاد تمامی اقوام غیر فارس و مزاحم كه در ایران ساكن بودند و تركیب جمعیّتی سرزمین فارس را به هم زده بودند از ایران جدا گردند و نژاد خالص و برتری در این سرزمین باقی بماند و هر قومی كه هم اینك در داخل این مرزهای جغرافیایی سیاسی زندگی میكند متصل به قوم فارس باشند.

تركها همانهایی بودند كه در آنسوی ارس و جنوب قفقاز ساكن بودند.عربها همانهایی بوندند كه در بحرین و آن اطراف ماندند و تركمنها همانهایی بودند كه در آنسوی اترك ساكن بودند.این آقایان زبان اصلی تركهای آذربایجان را به كمك كسروی آذری تشخیص میدهند و ساكنان آذربایجان را مردمانی از نژاد فارس میدانند كه در كمال تأسّف به زبانی وارداتی به نام تركی تكلّم میكنند.هر چند تا میتواند از لفظ تركی بیزاری میجویند و همواره آذری را به جای تركی جا میزنند.به حدّی كه به ندرت كسی اصطلاح« تركهای آذربایجان» را شنیده است.این آقایان جهت تخریب زبان تركی و كم كردن ارزش آن در بین آذربایجانیها به هدف كنار گذاشتن آن،همواره چنین اظهار نظر میكنند كه مغولها این زبان را به ایران آورده اند و در تمام آذربایجان رایج كرده اند و این مهمان ناخوانده و نامیمون توسط چنگیزخان و فرزندانش در این سرزمین رایج شده است.گاهی پا را از این هم فراتر می نهند و میگویند كه تركی همان مغولی است و هیچ فرقی باهم ندارند.مطمئناً این افراد نه تركی میفهمند و نه مغولی كه در آنصورت این جملات بیهوده را بر زبان نمی آوردند.بعضی از این آقایان خود را به این در و آن در میزنند و از منابع مختلف چند كلمه رایج مشترك در هردو زبان را هم مثال می آورند و به راحتی نتیجه میگیرند كه تركی = مغولی.از این لغات در بین زبانهای كره ای،ژاپنی و تركی وجود دارد كه هر یك از این زبانها رایج است.پس چرا این آقایان دست روی مغولی میگذارند و از زبانهای كره ای و ژاپنی حرفی نمیزنند. حالا چرا چنگیز خان از مغولستان بلند شد و آمد ایران و فقط در آذربایجان تركی را رایج كرد و رفت خود معمّایی است سخت. چه كه عقل سلیم میگوید چنگیز خان باید مغولی را در این سرزمین رایج میكرد و نه تركی.این علاقه چنگیزخان به گسترش تركی و به آذربایجان و نفرت وی از لهجه آذری جناب كسروی كمی مرموز به نظر می آید. از نوشته های این افراد به راحتی میتوان این مسأله را حدس زد.در این نوشته ها برای تحقیر تركها از الفاظی چون وحشی،بیابانگرد، مهاجم و... فراوان به چشم میخورد.اینها از لفظ مغولی هم صرفاً برای تحقیر تركها به خیال خود استفاده می كنند.چه كه اگر اینگونه نبود با دلایل این افراد میتوان نتیجه گرفت كه در آذربایجان به زبان كره ای یا ژاپنی صحبت میكنند و تركهای آذربایجان كره ای هستند یا ژاپنی،لیكن چون كشور مغولستان نسبتاً كشورفقیر و عقب مانده ایست و مردمان كم بضاعتی در آن زندگی میكنند پس از هر نظر برای استفاده از نام آنها به جهت تحقیر،مناسب میباشند حال آنكه این افراد غافل هستند از اینكه «اِنّ اَكرَمَكم عِندَالله اتقكم» و نه زبانكم.

زمانیكه گفته میشود درصد بالایی از كلمات زبان عربی وارد فارسی شده است،این آقایان این واقعیّت را نمیتوانند تحمّل كنند و به هر وسیله ای شده است سعی در برطرف كردن این موضوع و یا ردّ آن مینمایند حتّی اگر به قیمت اختراع لغتهای جدید و بی معنی و یا تغییر اسامی جغرافیایی باشد.در حالیكه تأثیر و نفوذ عربی در فارسی چنان است كه اگر لغات عربی را از فارسی غربال كنیم،سخن گفتن با آن غیر ممكن میگردد مگر آنكه دست به دامان جناب دكتر كزازی شویم تا لغات مرده زبان پهلوی و كلمات فراموش شده شاهنامه را زنده نمایند و طوری صحبت كنند كه فقط خودشان بفهمند چه میگویند.

كلام آخر اینكه هیچ زبانی بر دیگری برتری ندارد و هیچ كسی حق ندارد زبان خود را بر دیگری تحمیل كند ضمن آنكه آموختن هر زبان دیگرهنر بزرگی محسوب میشود.این خواسته خداوند است كه اقوام مختلف و زبانهای گوناگون پدید آمده است.حلاوت و شیرینی در برابری،برادری،محبّت،عبادت پروردگار و احترام به دیگران وجود دارد و نه در یك نوع گویش یا زبان.



نوشته شده در : شنبه 1 فروردین 1388  توسط : بابك دلالی ممقانی.    نظرات() .

نادر شاه افشار مردی از سلاله پاك تركان

نادر شاه افشار از ایل ترك افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران در تمام تاریخ است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی  با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی در جنگ چالدران شهید شده و پادشاه از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او  سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را- در آن زمان افغانستان جزئی از ایران بود و به واقع اشرف افغان ایرانی بود- و حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم كشور خود ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است  محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی  است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن  کشته شد .
نادر شاه افشار ترك نژاد در حال حاضر یکی از پادشاهان محبوب گذشتگان ایران است نام او  دل ایرانیان را گرم و به شوق می آورد .



نوشته شده در : سه شنبه 29 بهمن 1387  توسط : بابك دلالی ممقانی.    نظرات() .

میرزاده عشقی،كسی كه برعكس تفكراتش شهرت یافته است.

میرزاده عشقی،كسی كه برعكس تفكراتش شهرت یافته است.

 میرزاده عشقی،شاعر جوانی كه- اگر عنوان شاعری را برای نامدارانی چون مولوی و سعدی و حافظ به كار بریم بلاشك در مورد وی دچار سردرگمی خواهیم شد- فقط سواد ابتدایی داشت و نه دبیرستان دیده بود و نه دارالفنون ونه در خارج از ایران تحصیلاتی داشت.در زمان جنگ بین الملل اوّل با توجه به مهاجرتی كه از روی ناچاری و برای سیر كردن شكم به عثمانی و شهر استانبول داشت با شرایط خارج از ایران آشنایی نسبی پیدا كرده بود ولی چون از نداشتن سواد كافی رنج میبرد نمیتوانست تحلیل درستی از شرایط  جوامع و نوع حكومتها داشته باشد چه كه قبل از اینكه با رضاخان مشكلی داشته باشد با حكومت جمهوری مشكل داشت یعنی اینگونه نبود كه حكومت جمهوری باشد ولی بدون رضاخان،كلاً با روش اداره كردن مملكت به روش جمهوری و به كمك آراء مردم مخالف بود.مشخص است كه مخالفت شخص كم سوادی چون وی با مخالفت اشخاص تحصیل كرده و آگاه به امور اداره مملكت و دارای تجربه زمین تا آسمان تفاوت دارد.شخصی چون آیت الله مدرس كه سابقه وكالت مجلس و تحصیلاتی تا سطح اجتهاد شیعی دارد و از وجهه مردمی قابل قبولی نیز برخوردار است،وقتی با جمهوری به مخالفت برمیخیزد به روشنی معلوم است كه با شخص رضاخان مشكل دارد و با هر نوع حكومتی كه وی در رأس آن باشد،حال آن حكومت چه جمهوری باشد و چه مشروطه سلطنتی.در این شرایط اهانت به مدرس به عنوان یك عالم شیعی و وكیل مجلس از طرف این شاعر كم سواد چه معنایی باید داشته باشد؟آنهم اهانتی نه از انواع انتقادی و سرپوشیده بلكه از نوع به كار بردن ناسزا و الفاظی كه از دهان یك دیوانه هم جایز نیست.
این كلمات آنقدر ركیك و كثیف بیان گردیده است كه نگارنده این سطور شرم از آوردن آن در اینجا دارد لكن این سخنان پست در صفحه ٤٢٣و٤٢٧ «كلیّات مصور میرزاده عشقی» با نگارش علی اكبر مشیر سلیمی آورده شده است.
این شخص نه تنها به جناب سید حسن مدرس بلكه به اشخاص دارای آبروی دیگری نیز چون موتمن الملك و شیخ اسدالله ممقانی روحانی تحصیل كرده نجف و مجتهدی آگاه و افرادی كه با آنها مشكلات شخصی داشت نیز اهانتهای وقیحانه ای كرده است كه وحید دستگردی و وحیدالملك شیبانی وخلخالی و دیوان بیگی و...ازآن جمله است.
از نوشته شخصی وی چنین برمی آید كه وی با روحانیّت مشكل داشته است و كلمات وقیحانه ای كه برای روحانیان آبرومندی چون آیت الله مدرس و جناب اسدالله ممقانی و چندین روحانی دیگر به كار برده است این مطلب را ثابت میكند.مشكل وی با جناب اسدالله ممقانی به زمان مهاجرت ایشان به استانبول برمیگردد.جناب ممقانی در استانبول به دلیل تحصیلات بالای علوم دینی و سابقه خانوادگی از احترام و حرمت زایدالوصفی برخوردار بودند.زمانی میرزاده عشقی برای دریافت كمك و مجاب كردن شیخ جهت پرداخت مبلغی به عنوان كمك مالی به نزد ایشان میرود ولی جناب شیخ با تحقیق در مورد سابقه ایشان از این عمل خودداری مینمایند و این كار مقدمات دشمنی این جوان را فراهم میكند.در مورد آقای مدرس هم باید ماجرایی همچون این در میان باشد كه دشمنی جناب عشقی جوان را برانگیزد.
در نوشته های دستی عشقی كه در صفحه ٤٣٤همان كتاب چاپ گردیده است،با چنان لفظی از روحانیت یاد میكند كه عمق دشمنی وی با روحانیت به وضوح نمایان میشود:

«...البته در هر زمانی از این جنس... روحانی افرادی خواهند بود كه با جنبه روحانیت خود را در داخل هر كاری بنمایند و همه گونه موجبات زحمت مردم را برای راحت خود فذاهم سازند از این رو در كتابچه خود ثبت كردم»
این نوشته ها و هزلیات وی به خوبی سطح پایین آگاهی و بینش وی را به عیان می آورد.ممكن است افرادی هم باشند كه دانسته یا نادانسته از عشقی تعریف و تمجید كنند و وی را شهید راه آزادی قلمداد كنند ولی هر فرد بیطرفی اگر نوشته ها و هزلیات و هجویات وی را بخواند و اهانتهای بیشرمانه وی به انسانهای باشخصیّت و دارای منزلت اجتماعی را ببیند،بعید خواهد بود كه بر عقیده خود پای بفشارد.
این كه این فرد به دست جلادان رضاخانی به قتل رسیده است كاملاً درست است ولی نباید شأن وی را با شأن افرادی چون شهید مدرس و سایر شهیدان راه استقلال و آزادی میهن یكی بدانیم.دلیل شهادت جناب مدرس با علت كشته شدن این شاعر جوان بدست جلادان رضا خان كاملاً جدا از هم میباشد.
متأسفانه در بعضی برنامه های تلویزیونی از جمله سریال «شهریار» از این انسان بددهن به نیكی یاد شده است كه جای بسی تأسف است.تحلیل اشعار و نوشته های ایشان در جایگاه خود هیچ ایرادی ندارد ولی نباید به غلط فردی چنان معلوم الحال را هم ردیف مبارزان بزرگ جای دهیم كه البته هیچ جایی در آن میان ندارد.



نوشته شده در : پنجشنبه 3 بهمن 1387  توسط : بابك دلالی ممقانی.    نظرات() .

ممقان

ممقان شهری است در نزدیکی آذرشهر در استان آذربایجان شرقی ایران است و جمعیت آن بالغ بر ۱۵۰۰۰ نفر.

تاریخ بنیاد ممقان دقیقاً معلوم نیست قدیمی ترین ساختمان آن كه هم اكنون نیز موجود می باشد مربوط به زاویه پیر جابر «باباجابر» است كه سابقه آن به قرن هفتم هجری می رسد كه در آن زمان مركز ارشاد عرفا بوده است. هم اکنون بیش‌ترِ مردم آن به کشاورزی، دام‌داری و پختن و فراوری نخود مشغول اند. شهر ممقان دارای شهرداری، بخشداری و دانشگاه است. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این شهر شهرک سلیمی است که کانون فعالیت‌های صنعتی، به ویژه صنایع غذایی در آذربایجان است.

درباره ی نام ممقان، سخن‌ها گفته اند. یکی این که ممقان راستی را مامقان بوده به معنای شهر مادر قازان خان که اندک اندک تغییر یافته است. دیگر آن که گفته اند درست آن را مامغان بوده است؛ یعنی شهر مغان. قول‌های دیگری هم هست، اما برای یافتن ریشه ی این نام‌گذاری باید، دیگر جای‌نام‌های منطقه را بررسید. بی گمان همانندی نام‌های گاوگان، توخوارقان(نام پیشین آذرشهر)، ممقان و دیگر نام‌هایی از این دست اتفاقی نیست. همچنین در بخش‌های پراکنده و بسیاری در آذبایجان، جای‌نام‌های ممکان، و وایقان و ورزقان و موغان از این دست فراوان به چشم می‌خورد. شاید"گان"در زبان تركی باستان پسوند مکان بوده باشد و یا به معنی خان و شاه باشد كه درستتر به نظر میرسد.آنكه واضح است اینكه قان و قاآن كلمات اصیل تركی میباشند كه در جای جای آذربایجان زیاد به چشم میخورد.این اسامی اصیل تركی همچون تكه استخوانی در نفسگاه كسرویست ها و پان فارسها گیر كرده است.

ممقان در صدها سال عمر خود، زادگاه بزرگان و نام‌داران بسیاری بوده. یکی از ایشان شیخ محمد حسن ممقانی است که از بزرگان علوم اهل بیت، در پایان سده ی سیزدهم خورشیدی بوده. دیگر، ملا یوسف ممقانی که از نام‌داران فقه در روزگار خود بوده و آیت الله ممقانی که میدان اصلی شهر نام او را بر خود گرفته؛ از شناخته شدگان میدان علم و اجتهاد است


نوشته شده در : دوشنبه 25 آذر 1387  توسط : بابك دلالی ممقانی.    نظرات() .