تبلیغات
ممقان - چنگیزحان،آذربایجان و زبان تركی

امروز:

چنگیزحان،آذربایجان و زبان تركی

«بابك دلالی ممقانی»

چنگیزحان،آذربایجان و زبان تركی

 

زبانهای كره ای،ژاپنی،تركی و مغولی از گروه زبانهای التصاقی می باشند و از این منظر میتوان گفت كه این زبانها در یك خانواده قرار دارند.حتّی ممكن است عدّه ای كلمات یكسان و مشابه هم داشته باشند كه به واقع نیز چنین است ولی آنچه واضح است اینكه هریك از این زبانها خود زبان مستقلّی میباشند.

عدّه ای سعی دارن ثابت كنند كه هركسی كه در محدوده كشور ایران زندگی میكند به هر طریق ممكن باید فارس زبان باشد.این نظریّه نژادپرستانه در آذربایجان به مشكل برمیخورد كه با ثبت اختراع جناب كسروی این مشكل هم به سلامتی حل شد.از نظر این عدّه تمامی عوامل اعم از جنگهای ایران و روس،جدایی افغانستان و بحرین ،جدایی قسمتی از بلوچستان وتركمنستان و... دست به دست هم داده اند تا علی رغم كوچك شدن سرزمین ایران یك نكته مثبت نیز داشته است و آن اینكه به همراه افغانهای فارس نژاد تمامی اقوام غیر فارس و مزاحم كه در ایران ساكن بودند و تركیب جمعیّتی سرزمین فارس را به هم زده بودند از ایران جدا گردند و نژاد خالص و برتری در این سرزمین باقی بماند و هر قومی كه هم اینك در داخل این مرزهای جغرافیایی سیاسی زندگی میكند متصل به قوم فارس باشند.

تركها همانهایی بودند كه در آنسوی ارس و جنوب قفقاز ساكن بودند.عربها همانهایی بوندند كه در بحرین و آن اطراف ماندند و تركمنها همانهایی بودند كه در آنسوی اترك ساكن بودند.این آقایان زبان اصلی تركهای آذربایجان را به كمك كسروی آذری تشخیص میدهند و ساكنان آذربایجان را مردمانی از نژاد فارس میدانند كه در كمال تأسّف به زبانی وارداتی به نام تركی تكلّم میكنند.هر چند تا میتواند از لفظ تركی بیزاری میجویند و همواره آذری را به جای تركی جا میزنند.به حدّی كه به ندرت كسی اصطلاح« تركهای آذربایجان» را شنیده است.این آقایان جهت تخریب زبان تركی و كم كردن ارزش آن در بین آذربایجانیها به هدف كنار گذاشتن آن،همواره چنین اظهار نظر میكنند كه مغولها این زبان را به ایران آورده اند و در تمام آذربایجان رایج كرده اند و این مهمان ناخوانده و نامیمون توسط چنگیزخان و فرزندانش در این سرزمین رایج شده است.گاهی پا را از این هم فراتر می نهند و میگویند كه تركی همان مغولی است و هیچ فرقی باهم ندارند.مطمئناً این افراد نه تركی میفهمند و نه مغولی كه در آنصورت این جملات بیهوده را بر زبان نمی آوردند.بعضی از این آقایان خود را به این در و آن در میزنند و از منابع مختلف چند كلمه رایج مشترك در هردو زبان را هم مثال می آورند و به راحتی نتیجه میگیرند كه تركی = مغولی.از این لغات در بین زبانهای كره ای،ژاپنی و تركی وجود دارد كه هر یك از این زبانها رایج است.پس چرا این آقایان دست روی مغولی میگذارند و از زبانهای كره ای و ژاپنی حرفی نمیزنند. حالا چرا چنگیز خان از مغولستان بلند شد و آمد ایران و فقط در آذربایجان تركی را رایج كرد و رفت خود معمّایی است سخت. چه كه عقل سلیم میگوید چنگیز خان باید مغولی را در این سرزمین رایج میكرد و نه تركی.این علاقه چنگیزخان به گسترش تركی و به آذربایجان و نفرت وی از لهجه آذری جناب كسروی كمی مرموز به نظر می آید. از نوشته های این افراد به راحتی میتوان این مسأله را حدس زد.در این نوشته ها برای تحقیر تركها از الفاظی چون وحشی،بیابانگرد، مهاجم و... فراوان به چشم میخورد.اینها از لفظ مغولی هم صرفاً برای تحقیر تركها به خیال خود استفاده می كنند.چه كه اگر اینگونه نبود با دلایل این افراد میتوان نتیجه گرفت كه در آذربایجان به زبان كره ای یا ژاپنی صحبت میكنند و تركهای آذربایجان كره ای هستند یا ژاپنی،لیكن چون كشور مغولستان نسبتاً كشورفقیر و عقب مانده ایست و مردمان كم بضاعتی در آن زندگی میكنند پس از هر نظر برای استفاده از نام آنها به جهت تحقیر،مناسب میباشند حال آنكه این افراد غافل هستند از اینكه «اِنّ اَكرَمَكم عِندَالله اتقكم» و نه زبانكم.

زمانیكه گفته میشود درصد بالایی از كلمات زبان عربی وارد فارسی شده است،این آقایان این واقعیّت را نمیتوانند تحمّل كنند و به هر وسیله ای شده است سعی در برطرف كردن این موضوع و یا ردّ آن مینمایند حتّی اگر به قیمت اختراع لغتهای جدید و بی معنی و یا تغییر اسامی جغرافیایی باشد.در حالیكه تأثیر و نفوذ عربی در فارسی چنان است كه اگر لغات عربی را از فارسی غربال كنیم،سخن گفتن با آن غیر ممكن میگردد مگر آنكه دست به دامان جناب دكتر كزازی شویم تا لغات مرده زبان پهلوی و كلمات فراموش شده شاهنامه را زنده نمایند و طوری صحبت كنند كه فقط خودشان بفهمند چه میگویند.

كلام آخر اینكه هیچ زبانی بر دیگری برتری ندارد و هیچ كسی حق ندارد زبان خود را بر دیگری تحمیل كند ضمن آنكه آموختن هر زبان دیگرهنر بزرگی محسوب میشود.این خواسته خداوند است كه اقوام مختلف و زبانهای گوناگون پدید آمده است.حلاوت و شیرینی در برابری،برادری،محبّت،عبادت پروردگار و احترام به دیگران وجود دارد و نه در یك نوع گویش یا زبان.



نوشته شده در : شنبه 1 فروردین 1388  توسط : بابك دلالی ممقانی.    نظرات() .